سلام من شابان 23 ساله مهندس گاز دنبال یه دختر خوب برا ازدواج هستم متقاضیان میتونن با این شماره با من تماس بگبرن
09372115161
بسیاری از خانم ها و آقایونی که مدتی از شروع زندگی مشترکشان می گذرد،
وقتی به گذشته نگاه می کنند یاد دورانی می افتند که عاشق یکدیگر بودند و
هیچ چیز نمیتوانست جلوی زندگی رمانتیکشان را بگیرد. اما وقتی با هم ازدواج
می کنند و مدت زمانی از این ماجرا می گذرد، عشق از زندگی آنها رخت بر می
بندد. آنها درگیر گرفتاریهای روزمره می شوند و سرشان آنقدر شلوغ می شود که
زندگی مشترک برایشان یکنواخت شده و جذابیت خود را از دست می دهد. در این
شرایط زمانی هم که تصمیم می گیرند به زندگی شان سر و سامانی داده و طراوت
گذشته را به آن باز گردانند، سر در گم می شوند که از کجا باید شروع کنند.
به راستی زندگی رمانتیک چگونه است؟
زندگی رمانتیک چیست؟
بر
اساس کتاب ''عشق، تصمیم گیری است'' نوشته گری سمالی و جان ترنت: ''زندگی
رمانتیک در حفظ فضای عاشقانه و برقراری معاشقه پس از اولین روزهای ازدواج
خلاصه می شود. به عبارت دیگر، زندگی رمانتیک نوعی ارتباط صمیمی است که هر
کس چیزی جز عشق برای دیگری نمی خواهد.''
یک نوع ارتباط است. زندگی
عاشقانه یک اتفاق نیست، بلکه یک ارتباط روزانه است. نباید به آن به عنوان
نوعی پیش نوازی و ... نگاه کرد؛ بلکه یک رابطه دوستانه است که هر روز بیش
از پیش رشد می کند. در مورد این است که از یکدیگر بپرسیم چگونه روز خود را
سپری کردیم، سرگرمی هایمان چیست، و یا پروژه ها چگونه پیش می روند. در
مورد در میان گذاشتن علایق روزمره است. باید از زمانی که در کنار هم هستید
لذت ببرید و تصور کنید نزد دوست داشتنی ترین کس خود هستید.
فرایند
پیوند دادن است. بسیاری از زوج ها معمولا سعی می کنند فضای رمانتیک را با
سوپرایز کردن طرف مقابل مثلا با رفتن به یک رستوران فوق العاده و یا
برنامه ریزی یک مسافرت به زندگی خود بیاورند. اما زمانی که می بینند طرف
مقابلشان چندان خوشحال نشده، خیلی ناراحت می شوند. این امر کاملا طبیعی
است، چراکه ممکن است چیزهایی که برای شما جالب و سرگرم کننده هستند، برای
همسرتان جذاب نباشند.
از آنجایی که بیشتر افراد با تکنیک های ذهن
خوانی آشنا نیستند! پس بهتر است از همسر خود سوال کنید چه چیزی دوست دارد.
فقط کافی است بگویید: ''تو، زندگی رمانتیک را در چه چیزهایی می بینی؟
عقیده تو در مورد یک ملاقات فوق العاده چیست؟ ( دوست داری کجا بری، چی
بپوشی، کدام رستوران را انتخاب می کنی) برای مسافرت کدام شهر را انتخاب می
کنی؟( چه موقع از سال، کدام هتل) انجام چه کارهایی تو را خوشحال می کند؟
'' آیا همسرتان اهل هنر هست؟ خوب می توانید او را به موزه و یا
نمایشگاههای مربوط ببرید. آیا شوهرتان اهل فعالیت های خارج از خانه هست؟
با هم به دوچرخه سواری بپردازید و یا به ماهیگیری بروید. علایق مشترک خود
را پیدا کنید و بر روی آنها کار کنید.
سورپریز کردن است. پرسیدن
علایق همسر و سپس عمل بر طبق گفته های او به این معنا نیست که شما نمی
توانید او را سورپریز کنید. حالا حتما که نباید یک مسافرت ترتیب بدهید. می
توانید یک یادداشت ساده اما غافلگیر کننده را در کیفش قرار دهید، غذا و یا
دسر مورد علاقه اش را درست کنید و او را به فیلمی که جدیداً اکران شده و
او آرزوی دیدنش را دارد، ببرید.
برقراری ثبات است. همانطور که
قبلا هم اشاره شد، زندگی رمانتیک یک اتفاق نیست. این نیست که شما شب جمعه
یک برنامه بیرون رفتن بریزید و همه چیز تمام شود. این امر ملزم تلاش های
مداوم است. البته اگر شما خلاق نباشید شاید برایتان کمی مشکل باشد. پس
باید راهی پیدا کنید که به شما کمک کند. بهتر است از سوال کردن از خود او
شروع کنید؛ سپس یکی دو کتاب در مورد موضوعی که به شما پیشنهاد کرده،
خریداری کنید. ''سمالی و ترنت'' چند کتاب مختلف را پیشنهاد می کنند: ''400
روش مختلف برای ابراز عشق'' نوشته الیس چپین، ''ازدواج عاشقانه'' نوشته
نورم رایت و ''آقایون، همسر خود را چقدر می شناسید؟'' نوشته دن کارلینسکی.
آنها همچنین روش های دیگری را هم برای ایجاد فضای رمانتیک پیشنهاد می کنند
که بیشتر از 4-3 هزار تومان خرج بر نمی دارد: مثل خوردن بستنی و یا تماشای
فیلم مورد علاقه او، همراه با هم.
توجه کردن است. توجه خود را بر
روی یکدیگر معطوف کنید نه بر روی اینکه در زمانی که با او هستید، چه کار
دیگری هم می توانید انجام دهید. می خواهید با هم به پارک بروید؟ پس لطفا
موبایل و کیفتان را با خود نبرید. می خواهید به همسرتان گل هدیه دهید؟
آنقدر صبر نکنید که بخواهید کاری برای شما انجام دهد، بعد به او گل بدهید.
آیا همسرتان از شما تقاضا دارد تا دونفری به ساحل دریا بروید و به گردش
بپردازید؟ چوب ماهیگیریتان را در خانه بگذارید. اموری را که ممکن است توجه
شما را مخدوش کنند، کنار بگذارید و از وقتی که در کنار هم هستید، نهایت
استفاده را ببرید.
ایجاد فضای رمانتیک در زندگی زناشویی امری
نیست که یک شبه و بدون تلاش و کوشش بدست بیاید، اما نتیجه نهایی ارزش تلاش
کردن دارد. در زندگی مشترک همیشه باید رفاقت و دوستی وجود داشته باشد.
برنامه هایی بریزید که علایق هر دو نفر را تطمیع کند، با به کارگیری رموز
عاشقانه کوچک یکدیگر را سورپریز کنید و زمانی که با یکدیگر هستید تمام
توجه خود را به او معطوف کنید.
اضطراب عبارت است از یک احساس ناراحتکننده و مبهم ترس ، وحشت ، یا خطر با منشای ناشناخته که بر فرد مستولی میگردد. برای بعضی از افراد این حالت ممکن است ناگهانی روی دهد و بر طرف شود، اما برای بعضی دیگر این حالت به صورت مزمن در میآید. اضطراب از نظر علمی چندین نوع دارد: اضطراب حاد ناشی از موقعیتی خاص ، اختلال در تطابق یافتن با شرایط تازه ، اختلال اضطرابی عمومی شده ، اختلال هراس ، اختلال تنشزای پس از حادثه ، ترس مرضگونه و اختلال وسواسی ـ جبری.
احساس اینکه یک اتفاق نامطلوب یا زیانبار به زودی رخ خواهد داد،
خشک شدن دهان ، مشکل در بلع ، یا خشونت صدا ، تند شدن تنفس و ضربان قلب ، تپش قلب ،
حالت لرزش یا پرش عضلات ، ناتوانی جنسی ، انقباض عضلات ،
سردرد ، کمردرد ، عرق کردن ، تهوع ، اسهال ، کاهش وزن ،
خوابآلودگی ، مشکل در تمرکز ، منگی یا غش ، تحریکپذیری ، خستگی ، کابوس ، مشکل در حافظه.
بروز
اختلال در روابط اجتماعی و شغلی ، افزایش ناگهانی میزان اضطراب
ممکن است موجب بروز حمله هراس و فرار از موقعیت شود، وابستگی به
داروها و نامنظمی ضربان قلب از دیگر علائم این بیماری هستند.
فعال شدن مکانیسمهای دفاعی بدن برای مبارزه یا فرار ترشح آدرنالین از غدد فوقکلیوی افزایش مییابد، و موادی که از تجزیه آدرنالین در بدن جمع میشوند (کاتکول آمینها)
نهایتاً بخشهای مختلف بدن را تحت تأثیر قرار میدهند. تلاش برای
پرهیز از اضطراب خود موجب اضطراب بیشتر میشود. استرس با هر منشاء
(مثلاً مشکلات اجتماعی یا مالی) ، سابقه خانوادگی اضطراب ، خستگی
یا کار زیاد ، وقوع مجدد موقعیتهایی که قبلاً استرسزا بودهاند یا طی
آنها به فرد آسیب رسیده است، بیماری جسمانی ، تکامل طلبی غیرمنطقی
، ترک اعتیاد و ... خطر بروز اضطراب را تسریع میکند.
اضطراب
عمومی شده را میتوان با درمان کنترل کرد. غلبه کردن بر اضطراب
اغلب موجبات زندگی بهتر و رضایت بخشتری را فراهم میآورد.
مصاحبه با دکتر مهدوی 26.7.86
مقدمه
بیشتر مردم در زندگیشان هیجانات شدید و غیر قابل کنترل را تجربه کردهاند و در چنین مواقعی ، شخص بسیار مایل است شدت خشم ، غم اضطراب
و ناامیدی در تحت کنترل او باشد، ممکن است شدت هیجانات بر رفتار و طرز
برخورد فرد به گونهای تاثیر بگذارد که موجب رنجش و ناراحتی خود و
اطرافیانش شود در چنین لحظاتی چگونه میتوان این هیجانات را تحت کنترل در آورد ؟
برای دستیابی به چنین توانایی به نکات زیر باید توجه فرمائید :
از چگونگی تنفس خویش آگاه باشید. تنفس آرام و عمیق داشته باشید. با این عمل ساده بطور طبیعی میتوان ضربان قلب و فعالیت ذهن را آرام کرد هر نوع انقباضی را در بدنتان بخصوص عضلات ، شانهها ، گردن و فک را بررسی و تعدیل کند
سعی کنید بر هیجانات خود مسلط باشید. هنگامی که با دیگران هستید زمان مناسبی برای ابراز هیجانات شدیدتان نیست. بنابراین از آنها پوزش بخواهید و برای مدتی از آنها دور شوید. به آنها بگوید که احتیاج به زمانی دارید تا بر اعصابتان مسلط شوید و چند لحظه دیگر برگردید
حتما با افرادی دلسوز و مجرب ارتباط داشته باشید و مشکلات خود را با آنها در میان بگذارید. چنین ارتباطی به شما کمک خواهد کرد تا در حس و رفتارتان تعادلی برقرار کنید و احساس تنهایی و انزوا نکنید
روش دیگری در کنترل کردن هیجانات ، ثبت آنها در دفتر یادداشت روزانه است
اگر موضوعی برای شما بسیار اهمیت دارد، آنرا بیپرده با دیگران مطرح کنید، اما قبلا درباره آن موضوع و موقیت خود خوب فکر کنید. به یاد داشته باشید که تغییر در ارتباطات به مرور زمان رخ میدهد و صحیح نیست که این تغییر بر اساس اصول غیر منطقی و یا هیجانات زودگذر باشد
با خودتان مهربان باشید. فرصتهای اضافی کوتاهی که دارید، فعالیتهای مورد علاقه خود را انجام دهید. در این فاصله زمانی ، ذهن شما آرامش لازم را باز خواهد یافت
سعی کنید برای مدت کوتاهی به موضوعی که باعث آشفتگی شما شده است، فکر نکنید. چرا که در چنین شرایطی ذهن قدرت تصمیم گیری صحیح را ندارد و در زمانی مناسب که آرامش بیشتری دارید، بطور صحیح راه حلی برای مشکل و ناراحتیتان پیدا کنید با انجام دادن فعالیتهای فیزیکی از قبیل ورزش کردن و کلاس رفتن و کار سخت انجام دادن خود را خسته نموده و توجه و تمرکز خود را به آنها معطوف سازید
کارهای همیشگی و امور روزمره خود را انجام دهید. بدین گونه زندگی شما تحت کنترل خواهد بود
چنانچه مکرراً دچار احساسات و هیجانات شدید و ناراحت کننده میشوید، حتما با مشاوران مجرب مشورت کنید و یا کتابهای منتشر شده در این زمینه را بخوانید
مقدمه
تنهایی
نوعی احساس تهی بودن و خلا درونی است. شما احساس انزوا کرده و از دنیا جدا
میشوید، از کسانی که دلتان میخواست با آنها رابطه داشته باشید، میبرید.
انواع و درجات مختلفی از احساس تنهایی وجود دارد. شاید تنهایی را به صورت
یک احساس مبهم از درست نبودن امور تجربه کنید. این حالت نوع خفیفی از
احساس تهی بودن است. شاید هم تنهایی را به صورت محرومیت و درد بسیار شدید
تجربه نمائید
یک
نوع از تنهایی به گم کردن یک شخص خاص ، به دلیل مرگ او را یا دوریاش
مربوط میشود. نوع دیگر تنهایی ناشی از فقدان تماس با مردم است، به دلیل
اینکه ممکن است واقعا به صورت فیزیکی به خاطر کار در شیفت شب یا اقامت در
ساختمانی که مردم به ندرت به آنجا رفت و آمد میکنند، از دیگران جدا شده
باشید. شما حتی ممکن است از نظر عاطفی احساس تنهایی کنید، در حالی که در
میان مردم هستید، ولی در برقراری رابطه با آنها دچار مشکل میباشید
احساس تنهایی با تنها بودن صرف متفاوت است اینجا
ضروری است که تاکید شود احساس تنهایی مساوی با تنها بودن نیست. هر شخصی
همیشه زمانی را برای تنها بودن در نظر میگیرد. تنهایی ، احساس تنها بودن
و غمگین شدن به خاطر آن است و البته همه ما گاهی احساس تنهایی میکنیم.
فقط زمانی که در دام تنهایی گیر میافتیم، آن تبدیل به یک مشکل واقعی
میشود چطور ممکن است در احساس تنهاییمان نقش داشته باشیم تنهایی
یک احساس انفعالی است. ابقا و تداوم آن ناشی از اجازه منفعلانه ما از یک
سو و انجام ندادن هیچ تغییری برای تغییر آن از سوی دیگر است. ما امیدواریم
که خودش از بین خواهد رفت و بنابراین هیچ کاری برای رفع آن انجام نمیدهم
و اجازه میدهیم که تنهایی ما را دربرگیرد. شگفت آور اینکه در بعضی موارد
حتی ما به این احساس خوشآمد میگوییم. پذیرفتن تنهایی و غرق شدن در
احساسات مرتبط با آن معمولا به احساس افسردگی و درماندگی منتهی میشود، آن نیز به نوبه خود ، احساس انفعال بیشتر و افسردگی افزونتر منجر میگردد راههای تغییر احساس تنهایی احساس تنهایی را شناخته و آن را بیان دارید برای
متوقف کردن احساس تنهایی ، اول باید بپذیریم که احساس تنهایی میکنیم، با
اینکه گاهی اوقات پذیرفتن آن خیلی مشکل است. سپس باید احساس تنهای را به
شیوهای ابراز داریم. میتوانیم آن را در دفتر یادداشت روزانه بنویسیم، یا
از طریق نوشتن یک نامه تخیلی به یک دوست یا فامیل تنهاییمان را بروز
دهیم، از طریق کشیدن و رنگ کردن یک تصویر ، آواز خواندن یا انجام هر کار
دیگری که باعث ابراز احساسات درونیمان گردد، شامل صحبت کردن با دیگران
نیز میتوانیم احساس تنهاییمان را بیان داریم فعالتر باشید بزرگترین
تغییر ، البته ، متوقف کردن حالت انفعال و فعالتر شدن است. اگر ما کسی را
ترک کردهایم، از قبیل والدین ، خانواده یا دوستان ، میتوانیم به آنها
تلفن بکنیم، نامه بنویسیم و یا به ملاقاتشان برویم. صحبت کردن با یک دوست
فهیم نیز به تغییر خلقیات کمک خواهد کرد در فعالیتها یا باشگاهها شرکت کنید شرکت
در فعالیت یا باشگاه چندین چیز را میتواند به دنبال داشته باشد. شرکت در
فعالیتهای لذت بخش ذهن ما را از احساس تنهایی دور میگرداند. این فعالیتها
از طریق فوق میتواند بطور مستقیم خلق ما را تغییر دهند. این اعمال همچنین
فرصتی را فراهم میکنند تا افرادی دارای علائق مشترک و مشابه را ببینیم و
مهارتهای ملاقات با دیگران را در خود افزایش دهیم نتیجه گیری هر
کسی در دورههایی از عمر احساس تنهایی میکند. استفاده از پیشنهادهای فوق
کمک میکند تا با این احساسات بهتر مقابله کنیم. اگر متوجه شدید که در
مواجهه با احساس تنهاییتان دچار مشکل هستید و لازم است از کمک یک متخصص
بهداشت روانی استفاده نمائید. شما میتوانید برای این منظور به یک مرکز مشاوره و یا یک متخصص مربوط مراجعه نمائید
بیان
این احساسات ممکن است به کشف این نکته منجر شود که ما چیزهای زیادی را
احساس میکنیم که با احساس تنهاییمان مرتبط هستند، از قبیل غمگینی ، خشم
و ناکامی. ممکن است قادر به شناسایی نواحیی باشیم که این احساسات از
آنجاها میآیند، یعنی متوجه شویم که چگونه با زندگی ما ارتباط یافتهاند.
به موازات تواناییمان در دیدن این ارتباط ، تواناییمان در تغییر آنها
نیز افزایش مییابد
اگر
دوست فهیم در دسترس نیست، صحبت با یک معلم یا مشاور میتواند نقطهای برای
شروع باشد. اگر احساس تنهایی به دلیل مردن شخص مورد علاقه باشد، ابراز
اندوه ناشی از فقدان او و یادآوری خاطرت شاد خودمان با وی و توجه به اینکه
خاطرات همیشه با ماست، میتواند به ما در دور شدن از احساسات تنهایی کمک
کند. این الگو را میتوان در مورد از دست دادن دوستیها و یا روابط عشقی
مورد استفاده قرار داد
این
فعالیتها ، ساختاری را به زندگی ما داده و احساس میکنیم که چیزی برای
آینده وجود دارد. در بعضی موارد این اثرات خیلی سریع و در مواردی دیگر به
کندی بدست میآیند. ما واقعا نیاز داریم که خود را مجبور کنیم که به دیدار
دیگران رفته، با آنها صحبت کرده و فعالیتهای متعدد را مورد توجه قرار
دهیم. قبل از اینکه در رابطه با آنچه که میخواهیم انجام دهیم، احساس
راحتی داشته باشیم و سپس به مشاهده و پیشرفت بپردازیم
شاید
چیزی که باید از آن خودداری کرد، این باشد که بکوشیم به باشگاه یا یک
سازمان یا حتی یک رابطه جدید به این خاطر ملحق شویم که فکر میکنیم حال ما
را بهتر کرده و یا به شخصی جذاب تبدیل خواهد کرد. راهبرد بهتر این است که
در فعالیتها به این خاطر درگیر شویم که آنها قبلا در ما ایجاد لذت
میکردهاند و یا اینکه فکر میکنیم برایمان خوب خواهند بود. این باعث
میشود که از انجام فعالیتها با مردم و بودن با مردمی که از این امورات
لذت میبرند، لذت ببریم. همچنین ممکن است دریابیم که بعضی از مردم
همانطوری هستند که ما هستیم. یک امتیاز اضافی نیز این است که درمییابیم
قادریم، بعضی از فعالیتها و علائق را انتخاب و به تنهایی انجام دهیم، بدون
اینکه احساس تنهایی بکنیم
مقدمه
مساله اضطراب به علتهای گوناگون و به شکلهای گوناگون بوجود میآید. برخی از اضطرابها علل خاص و مشخصی دارند و برخی از آنها علل واضحی ندارند. برخی بسیار شدید هستند و برخی خفیفتر بروز میکنند. مسلما بسته به اینکه علت اضطراب مشخص باشد یا نه یا میزان و درجه آن چقدر باشد روشهایی که باعث کاهش اضطراب میشوند، متفاوت خواهد بود. اما تعدادی روش عمومی وجود دارد که میتوان در کلیه شرایط اضطرابی آنها را بکار برد. اما باید توجه داشت این روشهای عمومی شاید به تنهایی قادر به کنترل اضطرابهای شدید نباشند.
آرامش ورزی ، کاهش دهنده اضطراب
آرامش ورزی که با معادل انگلیسی relaxation معروفیت بیشتری دارد روشی بسیار عالی برای کنترل اضطراب است. از این روش عمدتا در جریان روان درمانی انواع اضطرابها ، وسواسها و ... استفاده میشود. اما افراد میتوانند با یادگیری این روش بدون قرار گرفتن در جلسات روان درمانی آرامش روزمره خود را تامین کنند. استفاده طولانی مدت از این روش حفظ آرامش روزمره را در زندگی فرد ایجاد میکند و موجب میشود فرد کنترل بیشتری روی علائم اضطرابی خود داشته باشد. در این روش به فرد آموزش داده میشود به انبساط و شل کردن عضلات خود بپردازد. انقباض عضلات یکی از علائم اساسی اضطراب است و احساس چنین علائمی متقابلا شدت اضطراب فرد را افزایش میدهد
کنترل تنفس ، کاهش دهنده اضطراب
افراد در حالتهای اضطرابی تنفس درستی ندارند. دم و بازدم آنها معمولا به صورت سطحی انجام میپذیرد و خود این شیوه نادرست موجب میشود فرد دیاکسید کربن خود را بطور کامل تخلیه نکرده و اکسیژن کافی جایگزین آن نکند. به این ترتیب سطح اضطراب معمولا افزایش بیشتری مییابد. با استفاده از این روش فرد یاد میگیرد تنفس خود را آگاهانه و ارادی انجام دهد
از بین بردن افکار منفی برای کاهش اضطراب
اغلب
در جریان اضطراب یک سری افکار منفی در ذهن فرد راه اندازی میشوند که نقش
مخربی روی ذهن فرد و آرامش او دارند. برای کاهش اضطراب بهتر است فرد به
این دسته از افکار خود توجه کند و آنها را شناسایی کند و افکار مناسبی را
بجای آنها جایگزین نماید. مثلا فرض کنید فردی نگران یکی از عزیزان خود است
که در ساعتی که قرار بود به منزل بیاید زمانی گذشته و او هنوز به خانه
مراجعت نکرده است
این
فرد احساس اضطراب میکند چون چنین افکاری را در ذهن خود دارد: حتما اتفاق
بدی افتاده است؟ ، خیلی دیر کرده است؟ ، نکند تصادف کرده باشد! و افکاری
از این قبیل. این افکار تخریب کننده هستند و آرامش فرد را برای تفکر منطقی
و پیدا کردن راه حل بهم میریزند. در چنین شرایطی میتوان افکاری از قبیل
حتما در ترافیک مانده است، کمی صبر میکنم بعد با دوستش تماس میگیرم و
... را برای کاهش اضطراب از ذهن گذراند
انجام فعالیت برای کاهش اضطراب
در زمانهایی که احساس نگرانی و اضطراب دارید بهتر است به کار و فعالیتی مشغول شوید. ذهن انسان در یک لحظه نمیتواند به چند موضوع متفاوت فکر کند. کاری پیدا کنید که برایتان سرگرم کننده باشد و مشغول شوید. این عمل باعث خواهد شد راحتتر با افکار اضطرابزا مبارزه کنید. در واقع خواهید توانست ذهن خود را از درگیر شدن با افکار منفی منحرف کنید و به کارهای دیگری بپردازید
انجام فعالیتهای منظم ورزشی برای کاهش اضطراب
ورزش کردن باعث خواهد شد که شما در مواجهه با شرایط اضطرابزا خونسردی و آرامش بیشتری داشته باشد ورزش تاثیرات فیزیولوژیکی بر بدن دارد که این تاثیرات فیزیولوژیک فراهم کننده آرامش در افراد هستند
از عامل اضطرابزا فرار نکنید
فرار از چیزی که موجب اضطراب شما میشود شاید بطور موقتی شما را از تحمل اضطراب آسوده سازد، ولی راه حل کاملا نامناسبی است که باعث میشود ریشه اضطراب در شما باقی بماند و در مراحل بعدی نیز از رویارویی با آن هراس داشته باشید. به این جهت تلاش کنید عاملی را که موجب اضطراب شما میشود شناسایی کنید و حتیالامکان با آن روبرو شوید. فرض کنید دانش آموزی از ارائه کنفرانس اضطراب دارد و بنابراین همیشه از این فعالیت طفره میرود. بهتر است برنامهای برای خود تنظیم کند، کنفرانس دادن را به تنهایی تمرین کند و بعد تلاش کند آن را به گروههای دو ، سه و چند نفره بکشاند. اجتناب از کنفرانس دادن برای همیشه به صورت یک نگرانی و ترس و واهمه در او باقی خواهد ماند و در مراحل بعدی تحصیل نیز او را دچار مشکل خواهد ساخت
عزت نفس و اعتماد به نفس خود را بالا ببرید
به موفقیتهای خود فکر کنید، به تواناییهایی که دارید و تلاشهایی که میکنید. در خود احساس ارزشمندی بوجود بیاورید. اگر چنین احساسی نداشته باشید اعتماد به نفس کافی نخواهید داشت و این موجب اضطراب شما خواهد شد. انسانهایی که برای خود احترام قائلند واحساس ارزشمندی میکنند افرادی هستند با عزت نفس بالا. به این ترتیب اعتماد به نفس بیشتری نیز دارند و کمتر دچار اضطراب و نگرانی میشوند. لازم نیست به دنبال تواناییهایی در خود بگردید که دیگران دارند، یا خود را با دیگران مقایسه کنید تا بدانید موفق هستید یا نه. هر انسانی تواناییهای منحصر به فردی دارید و شما در نوع خود بینظیر هستید.
در کارهای خود برنامه ریزی داشته باشید
برنامه ریزی چه در مورد کارهای روزمره زندگی و چه در فعالیتهای تخصصی با ایجاد منظم در فعالیتهایتان احساس آرامش را در شما ماندگار میکند. شرایط بهم ریخته موجب استرس و نگرانی خواهد شد
الگو برداری از افراد آرام
برخی افراد خیلی آرام و راحت به نظر میرسند، کارها و فعالیتهای خود را با آرامش بیشتری انجام میدهند و کنترل خوبی روی رفتار خود در شرایط اضطرابزا دارند. الگوهای رفتاری این افراد با افراد اضطرابی متفاوت است. میتوان برای کاهش اضطراب رفتار چنین افرادی را به عنوان یک الگو تمرین کرد. آنها چطور حرف میزنند؟ چگونه راه میروند؟ چگونه نگاه میکنند؟ در شرایط اضطرابزا چه عکسالعملی دارند؟ میتوان با بازی نقش این فرد رفتارهای اضطرابی را در خود کاهش داد
روان درمانی برای کاهش اضطراب
گاه افراد با اضطرابهای شدیدی مواجه هستند که با روشهای عمومی چندان رفع نمیشوند. در این صورت باید از یک مشاور و روان درمانگر کمک بگیرند
دارو درمانی برای کاهش اضطراب
برخی از انواع اضطرابها نیاز به دارو درمانی دارند و لازم است فرد در کنار روشهای دیگر مثل روان درمانی از دارو درمانی نیز استفاده کند. برخی از این داروها برای کاهش مستقیم اضطراب فرد هستند و برخی برای رفع عللی که موجب اضطراب شدهاند. به این دلیل که برخی افراد وجود مشکلات جسمی دیگر مثل مشکلات تیروئید ، کم خونی و ... موجب اضطراب میشود. در این دسته از مشکلات داروهایی برای رفع مشکل جسمی تجویز میشود و اضطراب به عنوان علامت ثانویه آن بیماری نیز از بین میرود
اعتـیـاد بـه سـ./ك /س به عدم توانایی در كنترل و یا به تعویق انداختن تمایلات و فــعالیتهای جنسی اطلاق می گـردد. در واقـع س/ك/س و اندیشدن به آن افكار معتاد را تحت سیـطره خـود قرار میدهـد و نـیـاز بـه انـگیـخـتـگـی جنـسی جـای نـــیاز بـه صمیمت را میــگیرد. علت آن معمولا بدرفتاری با معتادین در سنین كودكی اینگونه افراد میباشد.
استرس یـك عامل برانگیزنده و تشدید كننده این اختلال است. در واقــع
فـــرد مـــعتاد از طریق س/ك/س آلام عاطفی و عـقـده هـای روانــی خود را
تسكین می دهد. باید توجه داشت كه نباید اعتیاد بــه ســ/ك/ـس را بـــا
شــهــوت جنسی قوی اشتباه گرفت. فرد معـتاد به سـ/ك/س ممكن است دارای
شـهـوت جـنـسـی اندكی باشد. اعتیاد به س/ك/س در هر دو جنس زن و مـــرد
مشاهده می گردد. در واقع با ارضـاء جــنسی به فرد احساس سرخوشی در پی
آزادسـازی آدرنـالـیـن و آنـدومـرفیـنـها دست داده و وی را موقتا تسكین می
دهد. مـعــمولا فرد معتاد از رابـطـه جـنـســی خود لذت چندانی نمی برد
زیـرا پــس از آن دچــار احساس گناه و شرمساری میگردد. علایم اعتیاد به
س/ك/س به قرار زیر است:
1- روسپیگری و یا استفاده از آن
2- خود ارضایی وسواسی و مفرط
3- آزار جنسی و تجاوز جنسی دیگران
4- دارا بودن شریك جنسی متعدد بدون تعهد
5- اقدام به برقراری روابط جنسی مخاطره آمیز
6- كاهش معنویت و نقض مداوم سیستم ارزشی فرد
7- استفاده مداوم از تصاویر، مجلات و فیلمهای سكسی
8- تلاش بی وقفه و بی ثمر در محدود كردن افكار محرك جنسی
9- شهوت جنسی مفرط. بیش از اندازه به مسایل جنسی اندیشدن
10- رابطه جنسی بطور همزمان با چندین نفر و یا تعویض مرتب شریك جنسی
11- ارضاء جنسی از طریق مشاهده دیگران، عریان گرایی و ارتـكاب بـه كــــودك آزاری و تجاوز جنسی
12- بی اعتـنـایی و یـا قـربـانـی كـردن فـعــــالیتهای مهم اجتماعی، خانوادگی، شغلی و تفریحی بخاطر فعالیتهای جنسی
13- تداوم به اعتیاد بدون توجه به عواقب منفی همچون مشكلات مالی، بــخطر افتادن سلامتی و از هم گسستگی روابط فرد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مراحل اعتیاد به س/ك/س:1- اشتغال فكری مداوم: تـفـكـرات، تـجـسـمات و خـیـالبــــافی های پیوسته در مورد موقعیتها، منظره ها و فعالیتهای جنسی.2- ارجحیت بخشیدن: یك فعالیت و یا موقعیت جنسی مرجح مـعـمـولا الـگـو و بـصورت رفتار كلیشه ای در می آید.
3-وسواس: اقدام به فعالیت جنـسی مـرجـح بـدون تـــوجه به عواقب منفی و تمایل به متوقف ساختن آن.
4- احساس ندامت: احساس گناه و شرم بر سر نـاتـوانـی در كنـترل رفتار خود.
درمان اعتیاد جنسی شامل آموزش نحوه ارضاء تمایلات جنسی بطور سالم و طبیعـی، مشاوره فردی، بازسازی روابط از هم گسسته فرد و آمــوزش تكنیكهای غلبه بر استرس میباشد. اما گام نخست درمان پذیرش فرد به اعتیاد و تمایل فرد به ترك آن میباشد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اعتیاد به پرنوگرافی ( تصاویر و نوشته های س/ك/سی ) …یكی دیگر از نوع اعتیاد، اعتیاد به پرنوگرافی میباشد. پرنوگرافی با بهره گیری از تمایلات جنسی مردان در واقع كسب درآمد می كنـد. امـا ایـن پـــدیده سبب بی ارزش گشتن و تحقیر زنان در جامعه می گـردد. در زیر به دروغها و بدآموزیهایی كه پورنوگرافی بر جامعه تحمیل میكند توجه كنید:1- رابطه زن و مرد بر پایه س/ك/س بنا می شـود- خیر، رابطه سالم میان زن و مرد بر پایه تعهد، علاقه و اعتماد دو جانبه بنا باید گردد.
2- زنان مادون بشریت می باشند. مـعمـولا در سـایـتـها و مـنـابـع پـــرنوگرافی از زنان با نامهای :همبازی، خرگوش و حیوان دست آموز یاد می شود.
3- زنان یك نوع تفریح بشمار میـــروند. به زنان به دید یك نوع بازی و سرگرمی نگریسته میشود. هرچه تعداد شریك جنسی یك مرد بیشتر باشد، نشـانه مــوفق بودن و پیروزی وی قلمداد می گردد. چون دارای امتیاز بیشتری در بازی خواهد بود.
4- زنـان دارایـی و مـایـملك شما هستند. به زنان به دید یك كالا می نـگرنـد. تصـویـر زن زیبایی كه در كنار یك ماشین لوكس و زیبا ایستاده است را زیاد دیده اید. مـفـهـوم ایــن تبلیغ آن است كه شما هرگاه ماشین مذكــور را خـــریـداری كنید هر دوی آنها یعنی هم مــاشــین و هم زن زیبا را خواهید داشت. پـرنوگرافی به ما می آمـوزد كــه زنــان قــابــل خریداری هستند. مصداق آن را در اجتماع زمانی كه مـردی بــرای یك زن پول زیادی خرج میكند را میتوان یافت. مرد می پـنـدارد بـا پـــــول خرج كردن برای زن میتواند با وی رابطه جنسی برقرار كند.
5- ارزش یك زن به جذابیت و زیبایی اندامهای اوست. از دید پرنو زنان با زیبایی متوسط نیز زشت و ناكامل می باشند. آنها تنها به جسم زن بها میدهند و اندیشه، شخصیت و آگاهی زن را نادیده می گیرند. مـعـمـولا زنان نـازیبا از جانب آنـها ســگ و یا خوك نامیده میشوند.
6- زنان سزاور تحقیر میباشند. زنان در این پدیده مرتبا تحقیر شده و مـورد اهانت و ابراز نفرت قرار میگیرند.
7- معمولا دختران زیبا در این پدیده لباسها و كفشهای كودكان را تــن میكنند و یا خرس عروسكی به دست می گیرند و این عقیده را القاء می كنند كه كـودكـان و نــوجوانان نیز میتوانند رابطه جنسی داشته باشند و بزرگسالان میتوانند با آنـــها رابطه جنسی برقرار كنند.
8- رابطه جنسی نامشروع یك نوع خوشگذرانی می باشد. و شما از یك رابطه جنسی كه مخاطره آمیز، نامشروع و ماجراجویانه نباشد لذت چندانی نخواهید برد.
9- روسپیگری افتخار آمیز وسعادتمندیست. مـعمولا تـصـاویـر دختـران و زنــان روسپی را خوشحال و مهیج نمایش می دهـنـد. امـا اغـــلب آنها دختران فراری میباشند كه در دام بردگی جنسی گرفتار گشته اند. و یا سابقه تجاوز جنسی داشته و یا دچــار یك بیماری لاعلاج مقاربتی می بـاشند و معمولا اغـلب آنـها به مشروبات الكلی و مواد مخدر بــرای تحمل شرایط خود روی می آورند.
10- زنان از آنكه مورد تعدی و تجاوز قرار گیرند لذت میبرند. حتی اگر دختری به پیشنهاد رابطه جنسی نه گفت، منظورش همان بله است. در فـیـلمـهای سـكسـی ابـتـدا دخـتر امتناع می كند اما در نهایت راضی به برقراری رابطه می شود. و یـا در فیلمها زنان مورد شكنجه و یا تحقیر قرار میگیرند. این حركت به مردان می آموزد كه میتوانند برای تفریح و سرگرمی زنان را كتك زده و یا آزار دهند.
منبع: http://www.www.white-horse-lucky.mihanblog.com/post-39.aspx
روانکاوی، “میل” را در بشر به عنوان “عامل مولد فشار جسمی و روانی”، و “لذت” را به منزله پدیده ای خوشایند که به این فشارها پایان می دهد، تلقی می کند. در فرهنگ ما، در پرورش و تربیت کودکانمان، به این پدیده لذت بردن به هیچ وجه بها داده نشده است. در فرهنگ ما یکی از بزرگترین موتورهای اعمال ما، تصویری است که از خود به دیگران و به اجتماع می دهیم و به فرزندان مان نیز این را به عنوان بزرگترین انگیزه اعمال و تصمیم گیری هاشان، القا می کنیم
می توان گفت هسته ی اصلی “میل جنسی”، غریزه ی جنسی است که خود را به
صورت رانش نشان می دهد. ممکن است شخص خاصی نیز هدف این میل نباشد و تنها
بصورت یک خواهش، یک احتیاج بروز می کند. خواهشی که ریشه اش به عمل کرد
بیولوژیکی مغز ارتباط دارد. گاهی مثل احساس گرسنگی و بدون اینکه نظر ما را
بخواهد خودش را به ما تحمیل می کند. در بیشتر موارد عاملی محرک بیدار
کننده امیال ماست. این محرک می تواند یک خواب، یک فانتزی و یا یک پدیده ی
خارجی باشد. این محرک، به مغز ما نشانه هایی تصویری، صوتی و یا بویایی و
.. می فرستد. گیرنده های اعضای حسی ما (چشم ها گوش ها ، پوست..) این نشانه
ها را به مغز ما منتقل می کند و میل در ما بیدار می شود.
حافظه نقش اساسی در شدت بخشیدن به این امیال دارد. حافظه، موقعیت حال را
با خاطره ی تجربه ی لذت در گذشته، آغشته می کند. تعریفی که از “میل” می
دهیم هم، بر همین اساس است: “میل تجسم لذت در لحظه ی واقعی و حال است”
میل و کمبود
در حقیقت طبق چیزی که روانشناسان معتقدند، شدت میل ارتباط مستقیم به میزان “احساس کمبود” دارد. اگر فردی که به او گرایش داریم، در پیش ما باشد، به دلیل اینکه احساس کمبود راحت تر می تواند ارضا شود، میزان میل نیز کمتر است. بر عکس وقتی فرد دست نیافتنی، دور یا ممنوع باشد، کمبود شدیدتر و در نتیجه میل عمیق تر است. “لاکان” روانکاو فرانسوی، تا آنجا پیش می رود که انسان را اینگونه تعریف می کند: “انسان چیزی نیست غیر از خواهش و فقدان.” به عقیده او، بشر را در تمام طول زندگی اش، یک احساس فقدان، دنبال می کند. این احساس فقدان ما را وادار می کند که دائم در جستجو باشیم. در جستجوی چیزی و یا کسی که این احساس خلا را پر کند و بر این جستجوی بی پایان، خاتمه دهد. به عقیده ی او، زندگی کردن یعنی از فقدانی به فقدان دیگر گذر کردن و نباید فراموش کرد که این احساس فقدان بیش از اینکه منفی باشد، موتوری است که انرژی های ما را بسیج می کند و اگر در راه درست کانالیزه شود، خلاقیت های بیشماری را در زمینه های گوناگون در ما بیدار می کند.
“لذت” بازتابی از ارضای میل
وقتی امیال ما ارضا می شوند، احساس بسیار مثبتی ما را فرا می گیرد. این
احساس را لذت می نامیم. در بسیاری از تمدن ها، پدیده ی لذت به شدت سرکوب
شده است و نتیجه آن که هنوز نیز در فرهنگ های گوناگون دید درستی نسبت به
پدیده ی لذت وجود ندارد. در صورتی که طبق چیزی که دانشمندان و روانشناسان
به ما می گویند، “ظرفیت لذت بردن ” نه تنها پدیده ای روانی است، بلکه به
نوعی در بیولوژِی ما ثبت شده است. بخش بیولوژیک لذت، به سیستمی در مغز ما
بر می گردد(هیپوتالاموس و مراکز لمبیک) و حتی مولکول های مخصوص به خودش را
دارد (آندومرفین) که از نرون های این مراکز ترشح می شود.هر فعالیت لذت
بخش، این سیستم را به کار می اندازد و میزان آندومرفین را در خون بالا می
برد. آب خوردن، غذا خوردن، ادرار کردن، ورزش کردن و خصوصا عشق بازی کردن،
می توانند عامل این بالا رفتن باشند و احساس لذت را در ما ایجاد کنند.ترشح
آندومرفین در خون هم زمان باعث کاهش اضطراب و استرس و درد ، و افزایش
احساس رضایت و خوشحالی، و نیز حتی ظرفیت های ذهنی و هوشی می شود.
کار کرد دیگری که پدیده ی “لذت بردن” در زندگی روزمره ی ما دارد این است
که به صورت موتور اعمال ما عمل می کند.زیرا تجربه ی لذت، به عنوان پاداشی
است که انگیزه ی ما را برای دوباره انجام دادن آن فعالیت، افزایش می
دهد.در حقیقت خاطره ی لذت در ذهن ما، امیالمان را بیدار نگه می دارد.تجربه
ی لذت به بشر یاری می دهد که وجود زمینی اش را راحت تر بپذیرد.وجودی که
آگاهی به مرگ او را می تواند به اوج اضطراب برد.قرن های زیادی بشر لذت را
به عنوان گناه تلقی می کرد در صورتی که جستجوی لذت، بزرگ ترین محرک و
موتور زندگی است.
روانکاوی، “میل” را در بشر بعنوان “عامل مولد فشار جسمی و روانی”، و “لذت”
را بمنزله ی پدیده ای خوشایند که به این فشارها پایان می دهد، تلقی می کند.
در فرهنگ ما، در پرورش و تربیت کودکانمان، به این پدیده ی لذت بردن به هیچ
وجه بها داده نشده است.در فرهنگ ما یکی از بزرگترین موتورهای اعمال ما،
تصویری است که از خود به دیگران و به اجتماع می دهیم و به فرزندان مان نیز
این را به عنوان بزرگترین انگیزه ی اعمال و تصمیم گیری هاشان، القا می
کنیم.بچه های ما، باید کارهایی انجام دهند تا در نظردیگران ” بچه خوبی “به
نظر برسند. بندرت پیش میآید که به “لذت بردن” به عنوان عامل تعیین کننده
انتخابشان بها دهیم.اگر کودکان مان را درحال انجام کاری لذت بخش ولی بی
فایده مشاهده کنیم، آن کار را وقت تلف کردن تلقی می کنیم و چنانچه کودکان
مان را به فعالیت هایی سوق می دهیم، بیشتر جنبه ی وجه اجتماعی و مفید بودن
آن را در نظر می گیریم، تا میزان علاقه و خوشایند بودن آن فعالیت را برای
کودک.
عدم ارضای امیال جنسی
عدم ارضای امیال جنسی، بر جسم و روان فشاری زیادی وارد می کند.اگر
محرومیت ها موقت باشد تاثیرات نیز موقت هستند. ولی اگر بطور مدام حضور
داشته باشند، می توانند تاثیرات عمیق تری بر ابعاد مختلف بدنی و روحی فرد
وارد کنند.عدم تجربه ی لذت جنسی برای زن و مرد، با کاهش بیش از حد هورمون
آندو مورفین همراه است و همانطور که گفتیم، این هورمون عامل مهمی در ایجاد
احساس آرامش و شادی دارد.
نباید فراموش کرد که “حضور میل” اهمیت زیادی در تجربه ی لذت در فرد دارد.
بارور کردن میل یکی از عواملی است که انسان را در رسیدن به لذت جنسی یاری
می دهد.بخاطر همین است که مثلا نوازش، نقش مهمی را در رابطه ی جنسی بازی
می کند.در حقیقت نوازش در بسیاری موارد با افزایش خواهش جنسی افراد، باعث
می شود که رابطه ی جنسی ارضا کننده تر ی با یکدیگر داشته باشند.
میل جنسی زن، معضلی به درازای تاریخ
میل جنسی زن در بیشتر دوران های تاریخی، به گونه ای منفور نگریسته شده
است . به خاطر همین است که بیشتر قوانین مذهبی و اجتماعی، سعی در کنترل و
سرکوب این امیال زن داشته اند.میل جنسی زن چنان ایجاد وحشت می کرده است،
که بطرق مختلف سعی در مهار کردن آن کرده اند. خلق داستان ها و اسطوره هایی
که در آن ها، زن و میل جنسی او، به صورتی شیطانی و مخرب به نمایش گذاشته
شده است، نمودی از این وحشت است. در یونان باستان، افسانه های زیادی ابداع
کرده بودند که در آن ها، پرسوناژهای اصلی ارواح خون آشام زنانی بودند که
حتی پس از مرگ نیز در جستجوی ارضا امیال کثیفشان بودند.
در هند این ترس از زن در این ضرب المثل به چشم می خورد: “همچنان که آتش را
با چوب نمی توان آرام کرد و تمام رودهای دنیا، برای پر کردن دریا کفایت
نمی کنند، میل زنان نیز هیچ گاه آرام نخواهد گرفت، حتی اگر تمام مردهای
عالم را در اختیارشان بگذاری.”
در اروپای قرون وسطی، پدران کلیسا تمام تلاششان